اسماعيل و سامه

مدتی گذشت و اسماعیل به خانه بازگشت

اسماعیل که گویا عطر پدر مستش کرده بود از همسرش سامه پرسید کسی امده بود ؟

او گفت پیر مردی امد  به این مشخصات.........

و در موقع بازگشت به من گفت به بگویم استانه خانه را عوض کنی

اسماعیل که منظور پدر را فهمید سامه را طلاق داد

و همسری دیگر اختیار کرد

/ 0 نظر / 6 بازدید