ابراهيم و همسر دوم اسماعيل

بار دیگر ابراهیم الرحیل از سوی فلسطین به سمت مکه را سرداد

ولی این بار با صحنه ای خوش روبرو شد

ابراهیم دید که اسماعیل همسری نیکو و شاکر گرفته است

ولی این بار هم اسماعیل در خانه نبود

در موقع بازگشت اسماعیل باز هم بوی پدر رامی شنید

از همسرش ماجرا را پرسید

او گفت پیر مردی روحانی و نورانی از راه دوری به اینجا امد که تو را می شناخت

هر چه گفتم صبر کن تا همسرم بیایید قبول نکرد

ولی گفت که به تو بگویم

استانه خانه ات را حفظ کن

/ 5 نظر / 7 بازدید
نسرين

سلام احساس می کنم رسالت بزر گی را به دوش می کشید همیشه موفق باشید در پناه خدا

مجتبی جواهريان

سلام برادر گلم وبلاگ زيبايی داريد و از اينکه به وبلاگ اين جانب همعنايت کرديد متشکرم ممنون ميشم اون مسائلی را که فرموديد در مورد دين هندوان در اختيار من قرار دهيد يا حق

پیام

سلام لحظات شادي خدا را ستايش كن لحظات سختي خدا را جستجو كن لحظات آرامش خدا رامناجات كن لحظات دردآور به خدا اعتماد كن ودر تمام لحظات خدا راشكر كن وبلاگ زیبایی دارید ممنون که به من سر میزنید ونظر دادید به امید دیدار

فداييان حسيني (ع)

سلام علیکم ؛ ضمن تشکر از حضور شما در وبسایت حزب الله می رزمد ، موفق و پیروز باشید ۰ یا حیدر

سيد علی

سلام ما رو می خوای شرمنده کنی ... باشه ! ديواری کوتاه تر از ما نبود ... ما مخلصيم اقا ممنون که ما رو قابل دونستين راستی به روز کردم يا علی