عشق هاجر به اسماعيل

وقتی ابراهیم و اسماعیل به منزل باز گشتند

هاجر را نگران دیدند

گویا حس مادرانه اش باعث شده بود که جریان قربانی شدن اسماعیل را بفهمد

ولی چون فرمان خدا بود چیزی نگفته بود

ولی وقتی اسماعیل را دید و متوجه شد که زیر گلوی اسماعیل قرمز شده

انقدر گریه کرد که گویا باعث مرگش هم همان ضربه روحی شد

.

.

.

نمی دونم چرا به اینجاها که می رسم یاد منظره کربلا می افتم

هر گز نرود از نظرم منظره ی کربُبلا

/ 2 نظر / 9 بازدید
ياسر

سلام پست زيبايی بود و ممنون که باز دل زنگار بسته مرا به ياد امام حسين انداختی. منم به روزم ياعلی

ir614

ایول چه باحال (ایده) قشنگه حالا چرا حضرت ابراهیم؟ ایول قشنگه میدونم که اگه یه کلمه کلیدی موفق باشی رو بگم اعصابت خورد میشه. پس موفق باشی