در ادامه بحث فرق ضاله

درست هم زمان با کریمخان درکرمان و میرزا شفیع در تبریز,علی محمد نامی که پیروانش خواهان انکار کردن این مطلب که وی ازدرس سید کاظم رشتی استفاده می کرده بودند در شیراز قد علم کرد.

چون شیخ احمد احسابی از مرگ منجی و سید کاظم از این موضوع که رسیدن منجی نزدیک و تجلی او در کالبد فردی

دیگر ممکن است سید علی محمد را که جوانی بیست و چند ساله بود بر این فکر انداخت که خود را جای حضرت حجت (عج) معرفی کند .

او شنیده بود که حجت(عج) از طرف مکه قیام می کند همچنین این را که از طرف خراسان به او سلاح می رسد.

از رو خود عظم مکه کرد و ملاحسین نامی را به خراسان برای تهیه سلاح فرستاد ولی خود علی محمداز سفر باز ماند و به مکه نرسید و در شهر بوشهر دستگیر شد.

و او را نزد حسین خان والی فارس بردند و در نزد عوام فلکش کردند و او بالای منبر فرستادند تا از گفته های خودش عذر خواهد.

او به خانه رفت در حالی که از گفته های خودش پشیمان نبود و مردم که مدت ها ظهور را طلب کرده بودند بر اینکه نکند او همان منجی باشد شک کرده بودند.

در این میان والی اصفهان منوچهر خان معتمدالدوله که به باب ایمان اورده بود او را نزد خود خواند.

ولی بعد از مرگ منوچهر خان جانشینش او را قبول نکرد و او به تهران نزد محمد شاه قاجار و حاجی میرزا اقاسی فرستاد .

در تهران را به تبعید حکم دادند .

در این میانه که باب پیروانی پیدا کرده بود و ترس شورش می رفت با حضور ناصرالدین میرزا(شاه)ولیعهد و ملایان ان زمان نشستی برگزار شد که با بیان هر سوال نمی دانم

علی محمد بر می خواست این نشست در سال 1236بوده و شرح ان در کتاب شرح الغطا بهاییان و ناسخ التواریخ قجری و قصص العلمای ملایان آمده است.

نا گفته نماد که سید علی محمد ابتدا خود را نایب امام معرفی کرد از این رو او راباب یعنی درب ملاقات با امام معرفی کردند, ولی او که بستر جامعه را این گونه دید خود را خود امام عصر معرفی کرد.

. . . .

/ 0 نظر / 6 بازدید