عصر یک جمعه دل گیر

دلم گفت بگو یم , بنویسم

که چرا عشق به پایان نرسیدست

چرا اب به گلدان نرسیدست

که چرا هنوزم که هنوزه غم عشق به پایان نرسیدست

بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیایید

بگویید که چرا یوسف گمگشته ز شیراز نرسیدست

چرا گلستان نگشته کنعان دل ما

 

/ 0 نظر / 5 بازدید